پروانه

 

از باران شنیده ام  می خواهی بیایی

می گفت  دلت هوای اینجا را دارد

 □

همان جا که هستی  بمان  

اینجا کسی دلتنگ تو نیست

اینجا درست مثل گذشته است

با آسمانی که همیشه  آبستن بغض است و

عقربه هایی عبوس؛

که  تنها وقتی تو را به پایان می رساندند ... می خندند

اینجا نگاه ها طعم رنج می دهد

صدا ها بوی خاکستر

همان جا که هستی بمان

هرچه از اینجا شنیده ای فراموش کن ...

اینجا پروانه شدن بی معنی ست .

 

   فالش نویس - ۳۱ تیر ۱۳۸٩